یا حضرت علی ابن موسی الرضا ع
دل را به دست پنجره فولاد میدهم اینجا برای هر دل بسته کلید هست
سایه گلدسته ای روی سرم افتاده بود
ارزوها ی کهن هم دور وبرم افتاده بود
شاهدم بودند چند تا کفتر چاهی که باز
چند گوهر واره از چشم ترم افتاده بود
تکه های قلب خود را با خدا پیوند زدم
زانکه کارم در پی اهل کرم افتاده بود
خوشبحالم باد کاینک از ره لطف وصفا
طالع اقبال من هم در حرم افتاده بود
 
 
 
بوى زیارت



دور سـقـاخـانه مى گردد (نسیم) دانـه مـى پـاشد کنار حوض آب


چـادرش بـوى زیـارت مى دهد بـوى شمع نذرى و عطر و گلاب


آسـمـان چـشـم او پر مى شود بـاز از پـرواز شـاد کـفتران


صـحـن را آهسته جارو مى کند خـادمـى بـا دسـتهاى مهربان


مـى نـشـیند در کنار خیس آب مـثـل یـک گـل سایه فواره ها


چون نسیمى شاد مى خواند (نسیم) آمـدم مـهـمـانـى تو یا رضا!


 
[ ۱۳۸٩/٦/۳٠ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ن.غ ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
امکانات وب