یا حضرت علی ابن موسی الرضا ع
دل را به دست پنجره فولاد میدهم اینجا برای هر دل بسته کلید هست

 



قلبى شکست و دورو برش را خدا گرفت



نقاره مى‏زنند... مریضى شفا گرفت



دیدى که سنگ در دل آئینه آب شد



دیدى که آب حاجت آئینه را گرفت



خورشیدى آمد و به ضریح تو سجده کرد



اینجا براى صبح خودش روشنا گرفت



پیغمبرى رسید در این صحن پر ز نور



در هر رواق خلوت غار حرا گرفت



از آن طرف فرشته‏اى از آسمان رسید



پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت



زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید



تقدیم حق نمود و سپس ارتفاء گرفت



چشمى کنار اینهمه باور نشست و بعد



عکسى به یادگار از این صحنه‏ها گرفت



دارم قدم قدم به تو نزدیک مى‏شوم



شعرم تمام فاصله‏ها را فرا گرفت



دارم به سمت پنجره فولاد مى‏روم



جایى که دل شکت و مریضى شفا گرفت


[ ۱۳۸٩/۱٠/٧ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ ن.غ ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
امکانات وب