از زهر، پاره پاره و از صبر، ریز ریز

 

 

ز آن طشت پر زلخت جگر در مقابلش

پیدا بود که زهر چه کرده است با دلش

 

مظلوم چون علی و به مظلومیش گواه

آن پاره های دل، که بود در مقابلش

او حاصل نبوّت و بیداد دشمنان

از آب شعله خیز، شرر زد به حاصلش

عمر حسن ز عمر علی سخت تر گذشت

تا آن که مرگ آمد و حلّ کرد مشکلش

 

از ورطه ای که بود کران تا کران ملال

موجی زد و رساند، شهادت به ساحلش

هر مرد راست محرم دل همسرش، ولی

غربت ببین که همسر او گشته قاتلش

از زهر، پاره پاره و از صبر، ریز ریز

قرآن برگ برگ شهادت بود دلش

چشمش به لطف اوست "مؤید" که دم زند

گاه از مصائب وی و گاه از فضائلش

http://montzer2012.blogfa.com