یا حضرت علی ابن موسی الرضا ع
دل را به دست پنجره فولاد میدهم اینجا برای هر دل بسته کلید هست



گرچه حال زمین و زمان بد است

یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است








همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!


سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..

به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی علیه السلام ز سمت نجف، عنقریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید


برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

جرعه نوش شاه با وفا
یه روز از بهانه ها جدا میشم
میرم وتو جمع کفترا میشم
با هاشون پر میزنم تو اسمون
شب نشین ایون طلا میشم
به خودت گفته بودم که اخرش
من هم از عشق تو مبتلا میشم
به کنار حوض اسماعیل طلا
جرعه نوش شاه با وفا میشم
توی مسجد جامع گوهر شاد
مهمون خانه با صفا میشم
من ازاین غربت روزگار دون
با اجازه زائراستونه شما میشم


همیشه من به درخانۀ تو محتاجم
به خاکبوسی کاشانۀ تومحتاجم

هرآن که سائل این درشودامیرمن است
به سائلان درخانۀ تو محتاجم

کبوترانه به این آستانه آمده ام
به التفات تو ودانۀ تومحتاجم

اگرچه شهد محبّت چشیده ام از تو
هنوز برلب پیمانۀ تو محتاجم

تهی است دستم ومسکین آستان توام
به یک نگاه کریمانۀ تومحتاجم

ولای توست گذرنامۀ بهشت امّا
به روز حشر به پروانۀ تومحتاجم

گره فتاده دوباره به کار جان ودلم
به لطف گوهر یکدانۀ تومحتاجم

شدآشنای در خانه ات ((وفائی)) وگفت
کجا به مردم بیگانۀ تومحتاجم

 

[ ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ن.غ ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
امکانات وب